کد خبر: 8014
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۴۰۰ - ۱۰:۵۲
تغییر کردن

مهدی اخوان، روانشناس گفت: به دو دلیل نمی‌توانیم تغییر کنیم و می‌ترسیم؛ یکی به خاطر عدم شناخت صحیح از خود و یکی عدم شناخت صحیح از هدف است

ریشه ترس جهالت است و هر ندانستنی تولید ترس می‌کند. مغز انسان طوری تعبیه شده که می‌خواهد حالت ساختاری ثابت داشته باشد و میخواهد عادت سازی کند و نمی‌تواند وضعیت جدیدی را بپذیرد، مغز دوست دارد در همان وضعیت گذشته خودش باقی بماند. ما باید عاشق تغییر باشیم. باید بدانیم که به لحاظ مغزی به سمتی می‌رویم که می‌خواهیم در حالت ثابت خودمان باشیم اما برای تغییر وضعیت و کنار آمدن با ترس‌هایمان روش‌های خاص خود را دارد.

این روانشناس علل مقاومت افراد در برابر تغییر را عنوان کرد و افزود: به دو دلیل نمی‌توانیم تغییر کنیم و می‌ترسیم؛ یکی به خاطر عدم شناخت صحیح از خود و یکی عدم شناخت صحیح از هدف است. به علاوه این دو نحوه قدم برداشتن نیز مهم است. وقتی اندازه خودمان را نمی‌دانیم در مسیر پیشرفت دچار مشکل می‌شویم. اگر اندازه خودمان را بدانیم کمتر از آن حد شروع می‌کنیم تا عادت را برای خودمان ایجاد کنیم و بعد رفته رفته میزان این عادت را افزایش دهیم.

اخوان بیان کرد: گاهی چون برای خودمان هیولا از اهدافمان می‌سازیم نمی‌توانیم کاری را شروع کنیم ولی اگر اهدافمان را با قدم‌های کوچک آغاز کنیم می‌توانیم عادتها را تغییر دهیم. قدم بعدی برای این تغییر شرطی سازی است. مغز را می‌توان شرطی سازی کرد؛ به این صورت که وقتی کاری را می‌خواهیم انجام دهیم استارت کار را می‌زنیم و در ازای آن چیزی که ما را خوشحال کند و برای مغز مفید باشد را انجام دهیم که می‌تواند یک خوراکی باشد.

این روانشناس اظهار داشت: روزمرگی یکی از سم‌های روان است، انجام کارهای روزانه که ما را بی انگیزه کند و حال خوب ما را بگیرد ما را خسته می‌کند؛ حتی در روابط هم اگر دچار روزمرگی شویم مشکل ساز می‌شود و بسیاری از لذت‌ها دیدنی و لمس کردنی نیستند. باید یاد بگیریم از تمام موقعیت‌های زندگی لذت ببریم تا دچار روزمرگی نشویم.

وی ادامه داد: شرط بیرون آمدن از روزمرگی و اینکه نو شویم این است که چطور یاد بگیریم که راضی باشیم. در بحث روانشناسی موضوعی که به آن اشاره می‌شود محیط است که تاثیر بر روح و روان ما می‌گذارد. بعضی از افراد برای ما ترمز می‌شوند و وقتی کاری را شروع می‌کنیم شروع می‌کنند از مضرات آن کار برای ما می‌گویند، اگر به دنبال نو شدن هستیم باید خودمان مطالعه کنیم و دربرابر حرف‌های دیگران ناشنوا باشیم.

اخوان گفت: باید اصولی را بپذیریم و طبق آن اصول خودمان را سازگار کنیم و برای این سازگارشدن باید اصول درونی مان را هرروز محکم تر از قبل کنیم. هرچقدر خدا پنداری ما قوی تر شویم و بفهمیم که هر چیزی یک نظم و ترتیبی دارد و این حس باعث می‌شود انسان نو گرا باشد. گاهی برای نو شدن از تمسخر می‌ترسیم در صورتی که گاهی باید در این چالش‌ها قرار بگیریم. باید برای خودمان چالش بسازیم، درست است وقتی داریم آن چالش را انجام می‌دهیم احساس بدی داریم اما بعد از انجام آن چالش می‌فهمیم چقدر حس خوبی داریم و چه کار خوبی کرده‌ایم. اگر خودمان برای خودمان چالش نسازیم زندگی چالش‌های بدتری برای ما کنار می‌گذارد.

این روانشناس افزود:وقتی روی درون و ویژگی‌های درونی خودمان کار نکنیم و فکر کنیم ما بهترین و عالی ترین هستیم دچار خودشیفتگی شده‌ایم. همه ما اختلال داریم و گاهی اشتباه فکر می‌کنیم و همیشه باید جای خالی برای انتقادها از خودمان بگذاریم. اگر از من انتقاد شود و انتقاد پذیر باشیم می‌توانیم خلا های وجودی خودمان را رفع کنیم؛ در غیر این صورت فقط درجا می‌زنیم؛ البته این موضوع نباید به کاهش اعتماد به نفس ما شود.

اخوان ادامه داد: یکی از چیزهایی که ما را نو می‌کند مشاوره کردن است و این امر خدا است. خود آن مشاور باید نگاه آلوده نداشته باشد، حسادت نداشته باشد و نسبت به کاری که می‌خواهی انجام دهی آگاهی بالایی داشته باشد و خود را به سمت نو شدن و تازه بودن ببریم. تمام ذرات این عالم هوشمند هستند و هوشمندانه رفتار می‌کنند. ما هم ناخودآگاه هوشمندانه عمل می‌کنیم. جایی شاید نقطه عطف زندگی ما است و از زمانی که صرف برخی از کارها کرده‌ایم تجربه کسب کرده‌ایم. برخی از کارها ذهن ما را پرورش می‌دهند حتی اگر در ظاهر تاثیری که برای ما محسوس باشد برایمان نداشته باشد.

این روانشناس بیان داشت: هرچه در زندگی ما پیش آمده باید پیش می‌آمده است و وقتی در ادامه مسیر می‌بینیم که مسیرمان دیگر پیش نمی‌رود ادامه دادن به آن صلاح نیست و باید با اعتماد به هدایت الهی مسیری جدید را طی کنیم. بعضی مواقع سدهای ما در زندگی باعث می‌شود که اتفاقات بهتری برای ما بیفتد که بعد از ناکامی به آن می‌رسیم.

برای ما بنویسید

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 7 =