کد خبر: 5353
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۲:۴۹
  • خبرنگار: روابط عمومی
  • چاپ
اردوی فرهنگی و گردشگری خانواده های توانخواه

در این هیاهوی شلوغ، در این بحبوحه رویدادهای مختلف، گروهی از کارکنان صندوق ها جمعی از بهترین فرزندان خانواده صنعت نفت را عازم گردشگری کردند.

این رویداد فرهنگی از چند بعد به ویژگی خاص بودنش افزود. گروهی از فرزندان دارای (بخوانید ظاهری) دارای محدودیت های جسمی به اردو رفتند و زمانی این داستان از ارزش بیشتری برخوردار می شود که بدانیم اینان فرزندان خوزستان هستند مهد نفت مهد مقاومت.

بچه ها می گفتند ما هستیم ما زنده ایم و زندگی می کنیم بله من هستم پدر، من زنده ام مادر .  شما نبودید ولی برایتان گوشه ی از این اتفاق را روایت می کنیم برای گزارش این قسمت، یک جمله کافی است که بگوییم اشک پدری سرازیر می شد وقتی لبخند فرزند توانخواه خودش را نظاره می کرد گویا انقدر اسباب خندینش کم بوده است که حالا پدر موی سپید کرده از لبخند فرزندش، گونه خیس می کند. دلت آرام مادر و سایه ات ای پدر مستدام باشد.

بچه های اردو با کوچکترین اتفاق شاد می شدند با همین خوشی های کوچک می خندیدن تا کنون ندیده بودم کسی توان شنا کردنش محدود باشد اما این چنین عاشق دیدن دریا باشد شاید باورتان نشود برای دیدن دریا، بودن فرزندانی که لحظه شماری می کردند.  

آن سوی قضیه هم برای خودش حکایتی داشت کارکنان امور ورزش و مددکاری حس و حالشان با برنامه های دیگر فرق می کرد به قول رئیس امور ورزش که در پایان دوره می گفت وقتی لبخندها را دیدم خستگی چند سال کار از تنم بیرون رفت هرکدام از المپیادها را که برگزار کردیم وظیفه خودمان دانستیم ولی این مرتبه از توفیق خدمت به فرزندان توانخواه افتخار کردیم جنس شادی و صفای این گروه  به جان و روح ادم می نشنید اینگار با نگاهشان حرف می زنند بدون اندکی ریا درست مثل همسایه یشان کارون. 

برای دیدن تصاویر بیشتر و مرتبط اینجا کلیک کنید. 

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 14 =